أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

274

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

رحمت الله عليه دريافته بود و بحضور آن كسان كه در عهد او بودند استيناس حاصل كرده و از آنها كه در طبقه جنيد بغدادى بودند او را در معرفت محلى و مقامى بود و ميگويند كه شيخ جعفر در مسجد باغ نو نعلين بيرون ميكرد و شبلى ايستاده بود و منقبت و فضيلت او ميگفت و نقل كرده‌اند كه شبلى گفت كه هيچ‌چيز مرا بشيراز نبرد الا دوستى جعفر حذاء كه او استاد اولياست و روايت ميكنند از بندار بن حسين « 9 » كه گفت نديدم هيچ مردى كه حال تمام داشت غير از جعفر حذاء و او نزد من بالاتر از شبلى است و ديلمى در كتاب خود روايت از شيخ جعفر كرده است كه گفت كه بدرستى من مىيابم بسبب درويشى خيرى كه اگر قادر ميبودم ميپريدم و ميگويند روزى شيخ كبير از شيخ جعفر سؤال كرد كه تو خداى را معاينه مىبينى جواب فرمود كه اگر ميگوئى بلى هرآينه زنديق مىشوى و اگر گواهى دهى در مشاهده متحير ميگردى و لكن حيرتيست در كبرى و كبريست در حيرت و گاه‌گاه

--> ( 9 ) - مقصود ابو الحسين بندار بن الحسين بن محمد بن المهلب شيرازى است از مشاهير متصوفهء قرن چهارم ، وى خادم شيخ ابو الحسن اشعرى مشهور مؤسس مذهب اشاعره بوده است و با شيخ كبير نيز معاصر و بقول صاحب نفحات استاد وى بوده و ما بين ايشان در بعضى مسائل مفاوضات و معارضاتى روى داده است ، ابن عساكر در تبيين كذب المفترى روايت كند كه پدر بندار او را از بهر تجارت ببغداد فرستاد و وى قريب چهل هزار دينار مال التجاره همراه داشت گذار او در آن شهر بمجلس شبلى افتاد و كلام او در وى تأثير كرد شبلى او را امر نمود تا از اموال خود بيرون آيد بندار شش بدره زر بنزد شبلى برد شبلى در آيينهء كه پيوسته در آن نظر كردى نگريست و گفت آيينه گويد كه هنوز چيزى باقيست و آيينه در حقيقت قلب خود او بود ، بندار گفت آيينه راست ميگويد و باز قسمتى از اموال خود را ايثار نمود ، و همچنان هربار كه بنزد شبلى رفتى شبلى در آيينه نگريستى و گفتى آيينه گويد هنوز چيزى باقى است و او گفتى آيينه راست ميگويد تا آنكه بالاخره بندار را از آن همه اموال هيچ نماند و همه را در راه خدا ايثار نمود ، آن بار چون بنزد شبلى رفت شبلى در آيينه نظر كرده گفت آيينه گويد كه بيش هيچ باقى نمانده بندار گفت آيينه راست ميگويد و ملازمت شبلى اختيار نمود ، - بندار در ارجان سكنى داشت و هم در آن شهر در سال 353 وفات يافت و همانجا مدفون شد ، - ارجان قصبهء قديم كوه گيلويه بوده است و هنوز اطلال آن در نيم فرسخى جنوب بهبهان باقى است ، - ( براى مزيد اطلاع از احوال بندار شيرازى و فوايد منقوله از او رجوع شود بكتاب اللمع ص 269 - حلية - الاوليا ص 10 - 384 رساله قشيرى ص 29 - ( نقل باختصار از حاشيه علامه قزوينى ) .